ꜱɪʟᴇɴᴛ ᴇʏᴇꜱ

Just look! Don't say anything

ꜱɪʟᴇɴᴛ ᴇʏᴇꜱ

Just look! Don't say anything

سلام خوش آمدید

چه چیزی ما را وادار به نوشتن میکند؟

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۶ ب.ظ

مدتی است که ننوشته ام،حتی به یاد نمی‌آورم که در گذشته چگونه مینوشتم.چه چیزی مرا وادار به نوشتن میکرد؟

امروز که در راه برگشت به خانه بودم در حالی که دستانم از شدت سرما یخ میزدند و سوزی که ان سرما بر صورتم مینشاند گونه هایم را از فرط سرما کبود کرده بودند،به این فکر میکردم که چی چیزی باعث میشود با وجود ناامیدی ها،تاریکی ها و دل شکستگی ها باز هم ادامه بدهیم.چطور بدون ذره ای خوشی هنوز میتوانیم جوانه امید را درون خود سبز نگه داریم؟!!آخه مگر گیاهی میتواند بدون نور و گرما رشد کند؟آخر مگر میشود بدون قطره ای آب باز هم در خاک ریشه انداخت و هر روز بدون آنکه دلیلی برای ادامه دادن داشت، سخت بکوشی و به فکر اینکه شاید روزی باران ببارد و روحت سیراب شود یا اینکه چه بدانم منتظر باشی که دریچه از نور به رویت باز شود؛ادامه دهی!!

همه اینها باعث شد که سر از نوشتن در بیاورم.

دوباره شروع کرده بودم به سیر در میان کلمات؛داشتم به دنبال جملاتی میگشتم که بهتر و رسا تر احساساتم را،دغدغه هایم را،دل مشغولی هایم را بازگو کنند.و یافتم که آدمی وقتی دست به قلم میبرد که درد او را به عریان در اورد.و من دوباره به نوشتن پناه اوردم چون که بازهم درد را یاد آور شده ام...

_چهارشنبه ۱بهمن،ساعت ۱۰ صبح_

  • 𝓳𝓮𝓷𝓭𝓸𝓴𝓲 =)

نظرات (۱۳)

دوباره ستاره‌ی درخشان یکی از وبلاگ موردعلاقم

پاسخ:
جیووی عزیزم،چقدر خوشحالم میبینمت:)

منم چقدر خوشحالم که اینجا کامنت می‌ذارم 

اینجا بوی کاپوچینو می‌ده

پاسخ:
خیلی خوب شده،به لطف کمک های تو D:

مگه من چی کار کردم جیگرطلا

وایسا یه دقیقه بیام خصوصی

پاسخ:
نه بابا خیلی چیزا رو گفتی کههه

میان خط و رد بحران، گریزان از خیابان، گریزان از کوچه، گریزان حتی از هال خانه، کنج اتاقم به قلم پناهنده شدم...

پاسخ:
این یک کامنت شما از کل پستی که نوشتم زیبا تر بود
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • حالا جدا چه چیزی ما رو وادار به نوشتن می‌کنه عزیزم ؟

    دیده ها و شنیده ها و احساس شده ها و ابراز شده ها ؟ 

    پاسخ:
    فکر کنم دیده ها و شنیده ها و احساس هایی که ابراز نشدن و همگی تو دلمون،تو گلومون شدن درد و غصه
  • ‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • درسته 

    نوشتن ناشی از لبریز شدن حرف های هرگز گفته نشده ایه که بار ها در فکر تکرار شده .

    پاسخ:
    کاملا درسته.پس مینویسیم تا فکرمونو یکمی هم که شده ازاد کنیم

    ممنونم لطف داری؛ همیشه بنویس؛ بداهه هم بنویس و بسپر خودتو به جریان سیال ذهنت؛ خیلی کمک‌کننده خواهد بود...

    پاسخ:
    سعی میکنم،:)

    چقد اینجا وایب خوبی میدههه

    پاسخ:
    متشکررررTT

    آدمی وقتی دست به قلم میبرد که درد او را به عریان درآورد...

    پاسخ:
    به این اعتقاد اوردم،به اینکه همیشه درده که راه رو به اینجا میکشونه
  • mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
  • درجواب عنوان پست؛

    رنج.

    پاسخ:
    کاملا صحیح
  • لیـمو؛ ‌‌
  • شاید یک روز از زیر این خاکستر، ققنوسی سر برون آورد.

    پاسخ:
    ما به یک جوانه‌ی ناچیز هم راضی هستیم به خدا
  • لیـمو؛ ‌‌
  • جوانه همچینم ناچیز نیستا

    پاسخ:
    اره خب اینم هست•-•
    تا جوانه بزنیم خاکستر شدیم
  • لیـمو؛ ‌‌
  • غمگین شد

    پاسخ:
    هعیی🚶🏻‍♀️

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    آخرین نظرات